
میبینی عمه تو قتلگاه افتاده به زیر دست و پای سپاه افتاده (من عبداللَّهم و واللّهه بابای من اباعبداللهست آخه این رسمشه من زندهام ولی اون تنهاست)2 دارم میام یه ذره دیگه صبر کن عمه با گریه داره میگه صبر کن ولی من میرم دووم بیار یه خورده دیگه بابا تا من نیومدم نزن دست و پا برات میمیرم (ای حسین) ( اگر که من شهید نشم میمیرم )2 شهیدت میشم (دارن شمشیرا بالا وپایین میرن مدام رو زخمهای قبلی جا میگیرن)2 (پاشو با هم بجنگیم بازم اومده پسر کوچیکت دستام میشه شبیه عباس سپر کوچیکت)2 دستای من فقط به یه مو بنده دشمن به نالههای من میخنده عموی خوبم منو تو آغوشت بگیر و ناز کن درِ شهادتو به رو من باز کن عموی خوبم (اگر که من شهید نشم میمیرم) شهیدت میشم (دارم میبینم بابا حسن رو اینجا)2 کنارش رو خاک مادربزرگم زهرا (بابام خیلی هواش رو داره گرفته زیر شونههاشو)2 یاد کوچه به مادر میگه از رو خاک پاشو هرچی تا حالا قِصهشو میشنیدم دمِ شهادتی به چشمام دیدم دارم میسوزم (هنوز خمیده قامتش وای مادر هنوز کبوده صورتش وای مادر)2 دارم میسوزم برادر زاده داشت با عمو حرف میزد که با تیری راه حنجرش بند اومد (حرمله با یه تیر ذبحش کرد خونش پاشید به روی مولا دست و پا زد تو آغوش عشق رسید به بابا)2 جسمش رو با نیزه کنار زد دشمن دوباره به جون حسین افتادن حسین زجر کش شد دیگه چیزی باقی نموند از اون تن آقای مارو ذره ذره کشتن حسین زجر کش شد