دلمون تنگه حاج قاسم دلمون تنگه

دلمون تنگه حاج قاسم دلمون تنگه

[ میثم مطیعی ]
چراهرچی می‌گذره
داره تازه تر میشه
توی سینه داغ پرکشیدنت

تا که اسم تو میاد
دل بی قرار ما
میشه آتیش غم ندیدنت

تو نگاه عاشقت
دل ما پرنده بود
تو چقدر شبیه آسمون بودی

تو پناه خسته‌ها
عشق دل شکسته‌ها
تو برادر بزرگمون بودی

یه برادر که لبخندش قوّت قلب مردم بود
توی هر رزم و هر سختی مرد میدون بود

واسه دشمن مث طوفان
مث آتیش بی پایان

واسه مردم مث دریا
مث بارون بود

علمت روی دوش ماست
تا ابد شور تو برپاست
اسم تو قلب تاریخ پرچمت بالاست

دلمون تنگه حاج قاسم
دلمون تنگه دلمون تنگه

هي قِصةُ الفِدا، مَن رَوى دَماً رَوى
الفَ وَرْدَةٍ و اَلفَ نَينَوى، 

وَ هُنا رُواتُها، اَشترُ الوِلاية
و مُهندِس الاِباء والهَوى

و بَياضُ شَيْبَةٍ، به لُوِّنَ القَمَر
لِيُنيرَ عَتْمَ اُمَّةِ السِّلاح


و وِقار هَيْبَةٍ، به أنْبَأ القَدَر

لِيُعيدَ كوفَةَ الدَّمِ المُباح


اِسْمُ حاج قاسِمِ الثّاني، صارَ مُسلِمْ سُلَيْماني

و المُهندِس غَدا هاني، في ذُرَى المَجْد

بَطَلانِ غَريبانِ، وَحَّدا بالدَّم القاني

مِن عِراقٍ لايرانِ، رايةُ المَهدي


(لَكَ لَبَّيْك أباصالح، بَقیةَالله)

نظرات