(فصل عزا، آمده نوحه بخوان محتشم) ۲ (نوحه بخوان، از همان مرثیهی محترم) ۲ (قدسیان در، سوگ و ماتم، سر به سر بر زانوی غم) ۲ عرش اعظم، در عزای، اشرف اولاد آدم آه و واویلا از این غم... یا حبیبی یا حسبن جان... (فصل عزا، آمده نوحه بخوان محتشم) ۲ (نوحه بخوان، از همان مرثیهی محترم) ۲ (محتشم از صید افتاده به هامون بگو) ۲ (مرثیهی کشتهی ناشده مدفون بگو) ۲ (محتشم با، ما بگو از، روضهی کشتی و طوفان) ۲ (دیو و دد بود، جمله سیراب، تشنه بود اما سلیمان) ۲ آه و واویلا از این غم... (فصل عزا، آمده نوحه بخوان محتشم) ۲ (نوحه بخوان، از همان مرثیهی محترم) ۲ (از سفر حج خود میرسد این کاروان) ۲ (بخوان تو ای، محتشم مرثیهای خونچکان) ۲ (محتشم با، ما بگو باز، در لباس استعاره) ۲ (ماهیِ در خون فتاده، زخمش افزون از ستاره) ۲ آه و واویلا از این غم... یا حبیبی یا حسین جان...