فصل عزا آماده نوحه بخوان محتشم

فصل عزا آماده نوحه بخوان محتشم

[ میثم مطیعی ]
(فصل عزا، آمده نوحه بخوان محتشم) ۲
(نوحه بخوان، از همان مرثیه‌ی محترم) ۲

(قدسیان در، سوگ و ماتم، سر به سر بر زانوی غم) ۲
عرش اعظم، در عزای، اشرف اولاد آدم

آه و واویلا از این غم...
یا حبیبی یا حسبن جان...

(فصل عزا، آمده نوحه بخوان محتشم) ۲
(نوحه بخوان، از همان مرثیه‌ی محترم) ۲

(محتشم از صید افتاده به هامون بگو) ۲
(مرثیه‌ی کشته‌ی ناشده مدفون بگو) ۲

(محتشم با، ما بگو از، روضه‌ی کشتی و طوفان) ۲
(دیو و دد بود، جمله سیراب، تشنه بود اما سلیمان) ۲

آه و واویلا از این غم...

(فصل عزا، آمده نوحه بخوان محتشم) ۲
(نوحه بخوان، از همان مرثیه‌ی محترم) ۲

(از سفر حج خود می‌رسد این کاروان) ۲
(بخوان تو ای، محتشم مرثیه‌ای خون‌چکان) ۲

(محتشم با، ما بگو باز، در لباس استعاره) ۲
(ماهیِ در خون فتاده، زخمش افزون از ستاره) ۲

آه و واویلا از این غم...
یا حبیبی یا حسین جان...

نظرات