از خیمه‌ها اومد

از خیمه‌ها اومد

[ حاج محمدرضا طاهری ]
از خیمه‌ها اومد به یاریِ عمو
می‌بینه شمر چطور رسیده روبرو

می‌گه چیکار داری با تن زیر و رو؟
باید که برداری چکمه را از گلو

می‌شه که نعل اسب سراغ من بیاد
اونو رها کنه

می‌شه که ساربون دست منو جای
عمو جدا کنه

اما نشد اونیکه من می‌خواستم
تنش رو مرکب، خاکِ کربلا کرد

تنم تو گودال با عمو یکی شد
ساربون هم انگشتش رو جدا کرد

نظرات