تصویر میثم مطیعی - می‌بینی عمه تو قتلگاه افتادم

می‌بینی عمه تو قتلگاه افتادم

[ میثم مطیعی ]
می‌بینی عمه تو قتلگاه افتاده
به زیر دست و پای سپاه افتاده

من عبداللهم و واللهِ 
بابای من اباعبدالله‌ست

آخه این رسمشه من زندم
ولی اون تنهاست

 دارم میام یه ذره دیگه صبرکن
عمه داره با گریه میگه صبرکن
ولی من میرم

دَووم بیار یخورده دیگه بابا
تا من نیومدم نزن دست و پا
برات میمیرم

اگرکه من شهید نشم می‌میرم
شهیدت میشم

دارن شمشیرا بالا و پایین میرن
مدام رو زخمای قبلی جا می‌گیرن

پاشو با هم بجنگیم بازم
اومده پسر کوچیکت

دستای من فقط به یه مو بنده
دشمن به ناله‌های من می‌خنده

عموی خوبم منو تو آغوشت بگیر وناز کن
در شهادت رو به رو من باز کن عموی خوبم

اگر که من شهید نشم می‌میرم
شهیدت میشم

دارم می‌بینم بابا حسن رو اینجا
کنارش رو خاک مادربزرگم زهرا
بابام خیلی هواشو داره

گرفته زیر شونه‌هاشو
یاد کوچه به مادر میگه 
از رو خاک پاشو

هرچی تا حالا قصه‌اش رو می‌شنیدم
دمِ شهادتی به چشمام دیدم
دارم می‌سوزم

هنوز خمیده قامتش وای مادر
هنوز کبوده صورتش وای مادر
دارم می‌سوزم

برادرزاده داشت با عمو حرف می‌زد
که با تیری راه حنجرش بند اومد
حرمله با یه تیر ذبحش کرد

خونش پاشید به روی مولا
دست و پا زد تو آغوش عشق
رسید به بابا

جسمش رو با نیزه کنار زد دشمن
دوباره به جونِ حسین افتادن
حسین زجرکش شد

دیگه چیزی باقی نموند از اون تن
آقای ما رو ذره ذره کشتن
حسین زجرکش شد

پربازدید‌ترین‌های زمزمه عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های میثم مطیعی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد