
خواهرم، جون تو و جونِ حرم خواهرم، جون تو و، دسته گُلِ برادرم اگه آماده شدی، وقت جدایی مونه باید این بچّه یتیم، پیش خودت بمونه دخترا جدا نشن، از پیش مادراشون تو گوش كسی یه وقت، گوشواره جا نمونه دل من نگرونه، برادرزاده مونه می ترسم خودش و، بیاد به مقتل برسونه برادرم، تنها نذار خواهر تو برادرم، یه كم بمون، تا ببوسم حنجر تو این كه جون به لب میشه، با گریه كردن تو جایی آروم نمیشه، جز روی دامن تو هنوز هیچی نشده، جون به لبش رسیده وای اگه ببینه خنجر، روی گردن تو ببینه توی مقتل، پُر از خون تن تو چه جوری بمونه، ببینه پرپر زدن تو ای خدا، عمو جونم میخواد بره ای خدا، چی كار كنم چرا منو نمی بره عمه جون طاقت موندن، میدونی ندارم كاش منم یه نامه داشتم، كه براش بیارم كاش تو نامه ی بابام، اسم منم می اومد یا من رو ببر، یا بمون كنارم شبیه علی اصغر، فدایی تو فدا كن یه شمشیر بده و، جنگیدن منو نگا كن عمه جون، میون میدونو ببین عمه جون، بزار برم، عمو جون افتاد رو زمین عمه تا دیر نشده، بزار برم تو میدون نگاه كن بالاو پایین، میره نیزه هاشون دیگه نه می بینمش، نه میشنُوَم صداشو صدای عمو دیگه، گم شده تو صداشون یكی از بین لشگر، داره میاد با خنجر ببین عمه بهش، آب نمیدن، لحظه ی آخر