
ای دل وامونده، دل رسوا مونده دلی که از رفیقای شهیدش جامونده از همه گذشتم امّا، از خودم گذر نکردم سینه زن بودم ولی حیف، سینمو سپر نکردم اگه مرد، مردِ خطر باشه درسته سینه زن، سینه سپر باشه درسته اولش با پا پرهنه میون میدون آخرش اگه بی سر بیاد درسته الهی به حق عقیله، شهادتن فی سبیله این سوی خطر سینه زدن بیهوده است با ترس سفر، سینه زدن بیهوده است از سینه سپر کردن اگر می ترسم شب تا به سحر سینه زدن بیهوده است