
لحظهی آخره، عمو داره میره عمّه یهکاری کن منو نمیبره کجا میخوای بری؟ چرا منو نمیبری ایندمِ آخری، منو به عمّه میسپری نفس میره پایین، با گریههام میاد از توی قتلگاه، صدا بابام میاد عمّه بذار برم، داره میلرزه پیکرم عمو تنها تو میدونه، برم بیارمش حرم زندگی بیعمو، نمیشه باورم بدون که میمیرم، عمّه تو غارت حرم زنده بمونم و یکی بگه گل سرم یکی میون قافله، بگه کو علیاصغرم عمّه بذار برم، نزدیکه دیر بشه من میمیرم اگه عمّه اسیر بشه ای وای اگه شما، همراه نیزهها رو نیزهها سرا، بشه غارت معجرا عمو من اومدم که یاورت بشم بیشمشیر اومدم، تا سپرت بشم خاکی شده موهات، چرا خونی شده لبات الهی کور بشم، کی زد نیزه به پهلوهات