من دیده جز به سوی برادر نداشتم

من دیده جز به سوی برادر نداشتم

[ حاج محمدرضا طاهری ]
من دیده جز به سویِ برادر نداشتم 
آئینه جز حسین، برابر نداشتم 

وقتی صدایِ غربتِ یاسین بلند شد 
در خاطرم به جز غمِ كوثر نداشتم 

در خلوتِ خیالِ خودم، اشک ریختم
 اما به هیچ‌ وَجه، مژه تَر نداشتم 

اینقدر بی‌وفایی و اینقدر بی‌كَسی 
در نیمروزِ واقعه، باور نداشتم 

دریایِ بی‌كرانِ شهادت كه موج زد 
من در صدف به غیرِ دو گوهر نداشتم 

غیر از دو نازنین، دو جگرگوشه‌یِ عزیز 
دیگر به باغ، نسترنِ تَر نداشتم 

تا جامه‌یِ شهادتشانِ را به تن كنند 
چشم از جمالِ روشنشان برنداشتم 

ای باغبانِ عاطفه، از من قبول كن 
غیر از دو ارغوانِ معطر نداشتم 

سهمِ من از تمامِ چمن شد همین دو گل 
شرمنده‌ام كه هدیه‌یِ دیگر نداشتم 

تا در ركابِ عشق نگفتند تَركِ سَر 
از زانویِ مشاهده سَر برنداشتم 

من با سكوت و مرثیه‌یِ ناسروده‌ام 
جز صبر، سایبان به رویِ سَر نداشتم 

در سایه‌سارِ خیمه نشستم پس از وداع 
تابِ نگاه‌هایِ برادر نداشتم 

پرواز تا حضورِ برادر محال بود 
می‌سوختم زِ هجر ولی پَر نداشتم 

چشم و دلم به باغِ گل، امروز روشن است 
شكرِ خدا دو لاله‌یِ پَرپَر هم از من است 

مادر به خیمه و دو جوانش به قتلگاه 
پا می‌كِشَند، راهِ نفس باز وا كنند 

در آخرین نفس، كه نفس بر لب آمده 
می‌خواستند مادرِ خود را صدا كنند 

اما زِ خیمه‌گاه نیامد، به جایِ او 
زود آمدند تا سرشان را جدا كنند 

عباس اگر نبود كه چیزی نمانده بود 
می‌خواستند پیكرشان را سَوا كنند

پربازدید ترین شعر روضه حاج محمدرضا طاهری محرم و صفر طفلان حضرت زينب عليهم السلام

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر طفلان حضرت زينب عليهم السلام

محبوب ترین محرم و صفر طفلان حضرت زينب عليهم السلام

محبوب ترین حاج محمدرضا طاهری

نظرات