ببند بال و پرم را، فدای مادرتان

ببند بال و پرم را، فدای مادرتان

[ حاج محمدرضا طاهری ]
ببند بال و پَرَم را، فدایِ مادرتان 
كه سر‌ به‌ زیرترین آمده‌ام به محضرتان 

بدین امید به این آستانه آمده‌ام 
كه برنگشته كَسی نا‌امید از درتان 

خدایِ رحمت و احسان، كه آفریده شده 
تمامِ عالَمِ هستی تَصَّدُقِ سرتان 

میانِ دوزخِ این كوفیانِ تشنه به خون 
نگاهِ مِهرِ شما شد بهشتِ نوكرتان 

ببخش، بستم اگر در مسیر، راهِ شما 
به درد آمده از من، دلِ مطهرتان 

حرامیانِ ستم‌پیشه هم‌قسم شده‌اند 
كه بر دلت بگذارند داغِ اكبرتان 

میانِ اینهمه بی‌مهری و وفا برسد 
خدا به دادِ رباب و علیِ اصغرتان 

به دستِ حرمله تیری‌ست، كه گفت منتظر است 
برایِ دیده‌یِ نازِ امیرِ لشگرتان 

زِ نعلِ تازه سخن بود و سر به نیزه زدن 
زِ كیسه‌هایِ پُر از زَر، مقابلِ سرتان 

سخن زِ آتش و از غارتِ حرم نه فقط 
زِ گوشواره و از روسریِ دخترتان 

خبر از آمدنِ حُر به خیمه‌ها مبرید 
دوباره نشكند از غصه، قلبِ خواهرتان

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج محمدرضا طاهری طفلان حضرت زينب عليهم السلام(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه طفلان حضرت زينب عليهم السلام(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های طفلان حضرت زينب عليهم السلام(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا طاهری

نظرات