من بابام می‌خوام

من بابام می‌خوام

[ سید محمد جوادی ]
عوض بوسه‌ی تو، حرمله بیدارم کرد 
با همان ضربه‌ی پا دست به دیوارم کرد

***

خواب دیدم که برایم گل سر آوردی
خار از این پای پُر از آبله درآوردی

***

پدر آخر چرا دنیا به ما آسان نمی‌گیرد؟
غروب غربت غم‌های ما پایان نمی‌گیرد؟

تو که در آسمان هستی بگو با اَبر ای بابا
که من از تشنگی مُردم، چرا باران نمی‌گیرد؟

علی‌اکبر از این پس شانه بر مویم نخواهد زد
علی‌اصغر سر انگشت مرا دندان نمی‌گیرد 

***

دلم آغوش گرم تو رو می‌خواد
خرابه سرده و دارم می‌لرزم

هوا سرده ولی عیبی نداره
من از تاریکیا خیلی می‌ترسم

***

از کسی که سر تو رو 
رو نیزه بست بدم میاد 

***

یه شب جاموندم و اومد سراغم
همون مردی که با من خیلی بد بود

الهی که دلش آتیش بگیره 
که دل سوزوندن رو خیلی بلد بود

همش می‌گفت: عموت کجاست؟
حال تو رو نگاه کنه 
بگو از علقمه بیاد
دست بسته‌ات رو وا کنه

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های سید محمد جوادی

نظرات