نیازمند دو عالم به یک اشاره توست

نیازمند دو عالم به یک اشاره توست

[ سید محمد جوادی ]
نیازمند دو عالم به یک اشاره توست
اگر تو ناز کنی عالمی نمی‌ماند

(هزار بار شهادت دهد قبیله‌ی طی
اگر تو جود کنی حاتمی نمی‌ماند)۲

اگر برای تو چشمان حاجیان گریانند
برای کعبه دگر زمزمی نمی‌ماند

یابن الْحسن... 

بیا مهدی که سیلی کرده آبم
غم شش ماه‌ام کرده در دل کبابم
عروس مو سپید حیدرم من

شبی در خواب بودی آمدم بازوی تو دیدم
مبادا که بیدارت کنم آهسته بوسیدم

دل را بیشتر کردی ز کار خود کباب آن شب
برای خاطر زینب زدی خود را به خواب آن شب 

یک نفر آمده که سر بِبُرد، دیگری آمده که سر بِبَرد
یک نفر آمده که برای امیر از سری سرزده خبر بِبَرد

تک‌سواری در بیابانی مخوف
اسب را چون باده سَرسَر می‌برد

(نور از خُرجین اسبش می‌دمد)۲
گویا خورشید انور می‌برد

آری او خولیست در مهمانی‌اش
رأس آواره ز پیکر می‌برد

انگشتر بابا به یادش مانده بودو 
تا دید دست ساربان زد زیر گریه  

وقتی که دستش بر لب خشک پدر خورد
افتاد یاد خیزران زد زیر گریه رقیه یا بسم‌اللّه 
با دیدن او حرمله زد زیر خنده

(دلم آغوش گرم تو رو می‌خواد
خرابه سرده و دارم می‌لرزم)۲

هوا سرده ولی عیبی نداره
منم از تاریکی خیلی می‌ترسم

از کسی که سر تو رو
رو نیزه بست بدم میاد

یا حسین!

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های سید محمد جوادی

نظرات