عالم علیّ و نورِ جهان تاب زینب است

عالم علیّ و نورِ جهان تاب زینب است

[ حاج محمدرضا طاهری ]
عالَم علی و نورِ جهان‌تاب، زینب است
مثلِ علی و مثلِ نبی، ناب زینب است
از جلوه‌هایِ فاطمه سیراب، زینب است
تشنه حسین، تشنه حَسَن، آب زینب است

یعنی که پنج تَن، دلِ یک قاب، زینب است

این کیست، این عقیله‌یِ آقایِ کربلاست
این کیست، اینکه غیرتِ فردایِ کربلاست
این کیست، این رَأَیْتُ جَمیلایِ کربلاست
این کیست، حضرتِ زهرایِ کربلاست

عصمت کم است، صاحبِ القاب، زینب است

آورده روی دستِ خودش، جانِ خویش را
آماده کرده است، دو قرآنِ خویش را
رو کرده است بر همه، شیرانِ خویش را
دو گِردبادِ خویش، دو طوفانِ خویش را

خورشیدِ این دو اَخترِ نایاب، زینب است

زخمِ دلِ شکسته‌یِ خود را که هم گذاشت
اذنِ دخول خواند، به خیمه قدم گذاشت
از خود گذشت ‌و تُحفه‌ای از بیش و کم گذاشت
سنگِ تمام، پیشِ امیرِ حرم گذاشت

قبله، حسین باشد ‌و محراب، زینب است

زینب رسید‌ و باز امام احترام کرد
مثلِ علی، حسین به پایش، قیام کرد
تا او سلام کرد، خدا هم سلام کرد
زینب که هست، آنکه ادب را تمام کرد

در کربلا معلمِ آداب، زینب است

دو مَرد از قبیله‌یِ خود انتخاب کرد
آئینه بود و رو به سویِ آفتاب کرد
با التماس، دامنِ خود را پُر آب کرد
بر رویِ نامِ مادرش امّا حساب کرد

امروز این شکسته‌یِ بی‌تاب، زینب است

بالی اگر که نیست برادر، دلی که هست 
آورده‌ام شعله‌ کشم، حاصلی که هست
حل کن به دستِ خویش، مرا مشکلی که هست 
از من بخر دو هدیه‌یِ ناقابلی که هست

باور بکن که اولِ اصحاب، زینب است

رفتند سمت معرکه، پَر دربیاورند
عباس گشته‌اند، جگر دربیاورند
چون ذوالفقار، تیغِ دوسر دربیاورند
از یک‌یکِ سپاه، پدر دربیاورند

این دو، دو موج بوده و سیلاب، زینب است

از دور دید و گفت علمدار مرحبا
بر ضربه‌هایشان صد و ده بار مرحبا
بر دو امیر، بر دو جگردار مرحبا
زینب شدند و حیدرِ کرار مرحبا

اما میانِ خیمه‌یِ بی‌آب، زینب است

اما رسید لحظه‌یِ در خون صدا زدن
خونین نفس‌نفس زدن و دست و پا زدن
یک بار تیغ و بارِ دگر نیزه را زدن
دور از نگاهِ مادرشان بی‌هوا زدن

در بینِ خیمه شاهدِ گرداب، زینب است

یک نانجیب، دِشنه به ابرویشان کشید
یک بی‌حیا، دو نیزه به پهلویشان کشید
یک ناصِبی که چکمه سر و رویشان کشید
یک پیرمرد، پنجه به گیسویشان کشید

آنکه دو چشمِ او شده خوناب، زینب است

آمد غروب و خنده‌یِ دشمن بلند شد
وقتی صدایِ غارت و شیون بلند شد
دو نیزه در مقابلِ یک زن بلند شد
آه از نهادِ او دمِ رفتن بلند شد 

چشمِ حسین از سَرِ نِی‌ها به زینب است

پربازدید ترین شعر روضه حاج محمدرضا طاهری محرم و صفر طفلان حضرت زينب عليهم السلام

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر طفلان حضرت زينب عليهم السلام

محبوب ترین محرم و صفر طفلان حضرت زينب عليهم السلام

محبوب ترین حاج محمدرضا طاهری

نظرات