نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

انگار، زهرا، دوباره زنده شد رو خاک صحرا هر سو هر جا میبینی خونِ رو خاشاکه صحرا برای دیدنِ بابا دلِ من بیقراره بیا تا که نگن این دختره بابا نداره بابا جون روی موهام، جای آتیش و خاکه دلم از بس گرفته، واسه مردن هلاکه نمیشناسی از تن و ظاهرم که من عشقِ تو هستم بابا جون ببین مثِ مادرت کبوده هر دو دستم (ابتا حسین، ابتا حسین ابتا یا حسین جان) 2 *** بی تو، دنیا، برام درد و بلا از سر گرفته چشمات، بابا، چرا خونیِ خاکستر گرفته شمُردم زخماتو اندازۀ غمهام زیاده به جام چوبِ یزید بوسه به لبهای تو داده سرِ سرنیزه دیدی، که دشمن وحشیانه منو از مو گرفت و زدش با تازیانه تنم سوخت ولی خدا میدونه ندارم هیچ شکایت بیمرم که شد تو بزمِ شراب به دندونات جسارت (ابتا حسین، ابتا حسین ابتا یا حسین جان) 2 ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد