نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(شب ویرونه که با گریه چراغونی میشه) ۲
(من که هقهق میکنم خرابه بارونی میشه)۲
(هِی میخوام نشون بدم، بابا که هیچیم نشده) ۲
(ولی سرفهام میگیره کنج لبم خونی میشه) ۲
میشه که این نفسم موقع صحبت نگیره
سر و پایین یتیمی از خجالت نگیره
بچهها بهم میخندن بابایی
الهی دختر یتیمی لکنت نگیره
***
اگه چیزی میگم بابا از سر دلتنگیهها
(و اِلّا خوبم چیزی نیست، بد به دلت راه ندیا) ۲
وضع ما رو میبینه هرکی از اینجا رد میشه
نمیخوام گریه کنم برای عمه بد بشه
شنیدم زجر اومده حرفمو آروم میزنم
نکنه نشونی خرابه رو بلد بشه
مشکل از چشام که نیست نمیبینه نیمه شبه
من میخوام ببوسمت مشکل من زخم لبه
معلومه کار فقط یکی نبوده باباجون
چقده رگهای حنجرت ...0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد