نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(پدر تا شام رفتن با تو حیران کردنش با من پریشان کردنش با تو، پشیمان کردنش با من) ۲ اگر این شهر تاریک است، من از آل خورشیدم اگر شب پر شده اینجا، چراغان کردنش با من (به نیزه آیه خواندن با تو و تفسیر با زینب) ۲ (به محمل خطبهها با عمه و طوفان کردنش با من) (به جانت کم نیاوردم، به ابرو خم نیاوردم اگر میخندد آن نامرد، گریان کردنش با من) ۲ (همینکه پای من واشد به کاخش با عمو گفتم) ۲ خیالت تخت از این کاخ ویران کردنش با من (من از این شهر و این ویران، زیارتگاه میسازم) ۲ مزارم کنج شام است و نمایان کردنش با من
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد