نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من سورۀ کوثر حسینم، بی خاتمهام در سنگرِ اسلامم و دور از، هر واهمهام در خیمۀ سالارِ شهیدان، من فاطمهام یادگارم، مثه آفتابم، شریک زینب و ربابم رقیم، من مبلغِ حفظِ حجابم سپاه زینب از غمِ (رقیه صاحب علمه)3 *** یادم داده عمه زینب، عفت رکن باوره هر گوشه معجر من از تیغ، بُرّنده تره گفته بمیرم ولی نذارم معجرم بره تازیونه، هر چی منو آزرد، غم از پا، من رو در نیاورد حجابم، چون نیزه به قلبِ ظالمان خورد سپاه زینب از غمِ (رقیه صاحب علمه)3 **** ای وارث این چادرِ خاکی، ای دُّر حیا حرف دل من همینه زیر، تازیونهها هرگز نده این چادر من را، دست دشمنا این پیامِ، دختر شهیده، اگر چه، قامتم خمیده وقارم، مثل مُشت به دندون یزیده سپاه زینب از غمِ (رقیه صاحب علمه)3 ****
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد