تصویر حسین سیب سرخی - ای پدر آمدی کنج ویران

ای پدر آمدی کنج ویران

[ حسین سیب سرخی ]
ای پدر آمدی کنجِ ویران 
آمدی در کنارِ یتیمان

روی من از غم و رنجِ غربت 
ای پدر روی من درد و نکبت

روشناییِ شب‌های تارم
ای پدر کن نظرحالِ زارم

دیگر افتاده‌ام کنجِ ویران
مو پریشان و دل بی‌قرارم

تار و تیره شده دیده‌گانم
ای پدر جان ببین قد کمانم

غرقِ آتش همه خیمه‌ها بود
گشته خاکستری گیسوانم

می‌چکد خون زِ چشمانم هر دَم
رُخ کبود و قد و قامتم خم

قصه‌ی غصه‌هایِ دلِ من
شعله زد بَر دلِ کُلِ عالم

........... دل بریدن 
بس که در غصه و غم شنیدن

آن دَمی که عدو معجرم برد
از عمویم خجالت کشیدم

می‌دویدم هراسان هراسان
پا برهنه به خارِ مغیلان

دشمنت می‌زد از رویِ کینه
استخوانم شکسته بابا جان

هستی‌ام را به غارت ستاندن
بینِ مردم مرا می‌کشاندن

دست من بسته و پشتِ مرکب
پابرهنه مرا می‌دواندن

می‌زدن دشمنت بی‌بهانه
اشکِ غم از دو چشمم روانه

یک طرف یک نفر با غلافُ
یک نفر می‌زد از تازیانه

می‌زد از دیده‌گانم ستاره
معجرم خونی و پاره پاره

روی من بویِ آتش گرفته
برده غارت عدو گوشواره

گردِ غم رویِ قلبم نشسته
رشته‌ی تار و پودم گسسته

زیرِ ضربِ لگد‌های دشمن
استخوان‌هایِ پایم شکسته

بَزمِ نامحرم و .............
قصه‌ی غصه و بی‌قراری

جایِ دستِ عدو رویِ گوشم
مانده از این سفر یادگاری

می‌شود باورت ای پدرجان
دخترِ شاهِ ویران نشینی

آن دَمی که عدو عمه را زد
ای پدر جان نبودی ببینی

حسین دلم‌رو بردی 
بَراتِ آخر حرم نبردی

سَر به خاکِ خرابه نهادم 
بغضِ چشمم روانه دمادم

چشمِ تو رویِ نیزه پُر از اشک
آن دمی که زِ ناقه فتادم

یادت آید که گفتی پدر جان
تو برایم همیشه عزیزی

باورت می‌شود دخترت را
می‌برندش برای کنیزی

حسین دلم‌رو بردی
بَراتِ آخر حرم نبردی

پربازدید‌ترین‌های واحد حسین سیب سرخی حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های واحد حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حسین سیب سرخی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد