نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عجز اگر آید به دیدارم جوابش میکنم کاخ اگر کوه احد باشد خرابش میکنم پردههای قصر افتد از طنین نالهام کفر اگر در پرده باشد بی نقابش میکنم مدح باب علم طاها، گرچه اینجا باب نیست در میان شامیان امروز بابش میکنم یک رساله از کراماتم اگر در دست نیست مینویسم بعدها صدها کتابش میکنم دارم از بابابزرگ خویش ارث روشنی در شعاعم ذره باشد آفتابش میکنم از خدایم اذن دارم زیر سقف گنبدم هر دعایی را بخواهم مستجابش میکنم سفرهدار روضهی بابا منم با دست خویش گندمی گر نذر گردد آسیابش میکنم زنده باشم بعد از این ای عمّه جان گهوارهای عاقبت میسازم و نذر ربابش میکنم آستین پارهای دارم خدا را شاکرم بر سرم در پیش نامحرم حجابش میکنم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد