نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عمه جون حلال کن این اذیتا رو هی زمین خوردنای میونِ راه رو کبوده سر تا پای تنم شد پاره پاره پیراهنم انقدر که تازیونه خوردم کار خداست هنوز سرِ پام هنوز چشام میبینه خداییِ هنوز نمردم گلومو گرفته یه بغض از جنس غمهای مدینه یه پهلو شکسته میشم بیدار شبا از درد سینه عمه بال و پرم سوخته (عمه چشمِ تَرم سوخته) 2 *** عمه جون خدا سر کسی نیاره از زمین و آسمون براش بباره یکی با کبه نی بزنه یکی موهاشو هی بکنه طناب به دست و پاش ببنده یتیمیشو به روش بیاره سیلی به صورتش بزنه به اشک غربتش بخنده گلومو گرفته یه بغض از جنس غمهای مدینه یه پهلو شکسته میشم بیدار شبا از درد سینه عمه بال و پرم سوخته (عمه چشمِ تَرم سوخته) 2 ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد