تصویر حاج محمود کریمی - یک عمر روی شانه بار غم کشیدی

یک عمر روی شانه بار غم کشیدی

[ حاج محمود کریمی ]
یک عمر روی شانه، بار غم کشیدی
دور از برادر غصّه خوردی؛ رنج دیدی

هربار گفتی سمت مشهد، یا رضاجان
شد در دلت روشن چه خورشید امیدی

دلتنگ بودی آن‌چنان که از مدینه
قصد سفر کردی؛ به شهر قم رسیدی

در اوج غربت صبر کردی خواهرانه
دادی جوانی را به جایش غم خریدی

معصومه بودی، یاد جدّت گریه کردی
هرجا صدای صوت قرآن می‌شنیدی

دور از برادر، جان سپردی خوب شد که
مانند زینب، تلّ و مقتل را ندیدی

غارت ندیدی؛ دست‌هایت را نبستند
نه حرمله دیدی؛ نه شمری نه یزیدی

امّا به یاد روضه‌ی دروازه‌ی شام
در وقت جان‌دادن، عجب آهی کشیدی

دم دروازه‌ی ساعات، غم در جان او حل شد
مُعطّل شد؛ مُعطّل شد؛ مُعطّل شد؛ مُعطّل شد

منبع:سایت فطرس

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج محمود کریمی امام رضا (ع)(شهادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام رضا (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام رضا (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج محمود کریمی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد