
آی کبوتر که نشستی روی گنبد طلا شب و روز پَر میکشی تو حرم امام رضا من کبوتر بقیعام با تو خیلی فرق دارم جای گنبد سرمو رو خاک غربت میذارم اونجا هرکی میپره طائر افلاکی میشه تو بقیع بال و پر کبوترا خاکی میشه **** خوشا آن غریبی که یارش تو باشی قرار دل بی قرارش تو باشی خوشا آنکه تنها تو را دوست دارد چه خوشتر اگر دوستدارش تو باشی بر آن محتضر میبرم رشک هر شب که شمع شب احتضارم تو باشی خوشا آن خانه بر دوش دور از دیاری که هم خانه و هم دیارش تو باشی خوشا آن گدایی که تنهای تنها کناری نشیند کنارش تو باشی خوشا آنکه یک عمر پروانهات شد که یک لحظه شمع مزارش تو باشی گدایم گدایم، گدایم گدایم گدای علی ابن موسی الرضایم