
کبوتر بیا با هم گریه کنیم کبوتر بیا با هم پر بزنیم بیا تا به گنبدش سر بزنیم بی اجازه وارد حرم نشیم کلونو گرفته و در بزنیم بگیم آقا اگه راه میدی بیام ما زیارت بی اذنو نمیخوایم دل من یک رضا آباده آقا اسیر صحن گوهرشاده آقا باغ سبزیه که از جنس دله دخیل پنجره فولاده آقا کشتهی دام و دونهت شدم آقام کاسهی سقاخونهت شدم آقام همیشه زائر تو فراوونه هرکی یک گوشه به عشقت میخونه کنج خلوت هر کسی رو میبینی اشک چشماش میچکه دونه دونه حرم از اشک اونها دریا میشه خریدار گریهها زهرا میشه میشینم یه روز کنار ضریحت تا ببینم اون نگاه ملیحت تو بخوای مردهها هم زنده میشن فدای چشمای عیسی مسیحت میشینم تو حرمت زار میزنم سرمو همش به دیوار میزنم وقتی که از کاخ مأمون اومدی یعنی از قتلگاه بیرون اومدی دیگه به نفس نفس افتادی و بمیرم با لب پر خون اومدی هی زمین میخوردی و پامیشدی روضهخون درد زهرا میشدی گل من که فتنه کرده پرپرت دیگه نا نمونده بود تو حنجرت با صدا گرفتهات آه کشیدی که بودی چشم انتظار پسرت عاقبت دیدی رو پای جوادی یه حسین گفتی و دیگه جون دادی **** کفن از بهر پیغمبر بیاور به دور از دیدهی دختر بیاور گمانم گفت علی بابا به گوشت علیجان میخ در را دربیاور