نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای جان جهان، جهان جان ادرکنی قیوم زمین و آسمان ادرکنی احیاگر صد دم مسیحا الغوث یا حضرت صاحبالزمان، ادرکنی گریهداران عجیب گریه کنید بر حسینِ غریب، گریه کنید بهر آن گونههای خاکآلود بهر خَدّالتریب، گریه کنید بهر آن خواهری که شد مضطر خواند اَمّیُجیب، گریه کنید پیِ این گریههاست چشمِ حبیب پس بهجای حبیب، گریه کنید اشک مرهم به زخم پیکر اوست گریه باشد طبیب، گریه کنید پیروی از سهساله دختر او یاد شیبالخضیب، گریه کنید فَابکِ فرموده حضرت سلطان امر شاه غریب، گریه کنید تا دعاهای مادرش زهرا خوب گردد نصیب گریه کنید خوب با آبوتاب گریه کنید گرم در آفتاب گریه کنید سایهبان در بقیع لازم نیست مثل خانم رباب، گریه کنید خانهی شاهِمان خراب شده آی خانهخراب گریه کنید مثل شام آخرش کتک دارد بیصدا در عذاب گریه کنید آسمان با طناب بسته شده یاد دست و طناب گریه کنید قبرِ امالبنین همین جاهاست با دَمِ آب، آب، گریه کنید سر خاکش نیامد عباسش عوض آن عالیجناب گریه کنید ربط دارد خرابه با اینجا با حساب و کتاب گریه کنید هیچ چیزی نباید اینجا خواند یاد بزم شراب گریه کنید هر که پرسید از هوای بقیع همگی در جواب گریه کنید باید اینجا حرم درست کنند چهارتا مثل هم درست کنند با امام حسن سزاوار است چند بابالکرم، درست کنند با طلا دورِ مرقد سجاد بِیتی از محتشم درست کنند بودند دیو و دد همه سیراب و میمکید خاتم زِ قحط آب، سلیمان کربلا به غسل مادر خود هم بلند گریه نکردند اگرچه بردن جسمش، به عهدهی پدر است نگاه کردم و دیدم که کار صد نفر است با لبی پُر زِ خون مرا صدا میزنی من نِگه میکنم، تو دست و پا میزنی داغ تو بر دلم، قاتلت قاتلم یا بّنَیّ
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد