نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من غم مهر حسین با شیر از مادر گرفتم روز اول کامدم دستور تا آخر گرفتم بر مشام جان زدم یک قطره از عِطر حسینی سبقت از مشک و گلاب و نافه و عنبر گرفتم عالم ذَر، ذرهای از خاک پای حضرتش از برای افتخار از حضرت داور گرفتم بر در دروازهی ساعات یک ساعت نشستم تا سراغ حضرتش از زینب مضطر گرفتم زینبی دیدم چه زینب کاش مداحش بمیرد من ز آه آتشینش پای تا سر در گرفتم هجوم گرگ کابوست مبادا چراغ مُرده فانوست مبادا دعایی میکنم جانت بسوزد ارازل دور ناموست مبادا آه یاران روزگارم شام شد نوبت شرح ورود شام شد شام شهر محنت و رنج و بلا شام یعنی سختتر از کربوبلا شام یعنی مرکز آزارها آل عصمت را سر بازارها آزار پشت آزار بازار پشت بازار آل علی گرفتار بسته به یک طنابند شام یعنی از جهنم شومتر اهل بیت از کربلا مظلومتر شام یعنی ظلم و جور بیحساب اهلبیت عصمت و بزم شراب زینب مظلومه بود و گرد وی هجده خورشید، بر بالای نی هجده آیینهی حقالیقین هجده صورت ز صورت آفرین هجده ماه به خون آراسته با سر ببریده بر پا خواسته رأس ثارالله زخون بسته نقاب سایبان زینب اندر آفتاب آن سوی محمل سر عباس بود روبرو با رأس خیرالناس بود یک طرف نی سر طفل رباب بر سر نی داشت ذکر آب آب خصم بد آئین به جای احترام کرد اعلان بر یهودیهای شام کاین اسیران عترت پیغمبرند وین زنان از خاندان حیدرند این سر فرزند پاک حیدر است روز، روز انتقام خیبر است طبق فرمان امیر شهر شام جمله آزادید بهر انتقام آن قدر آل پیمبر را زدند دختران نازپرور را زدند خندههای فتح بر لب میزدند زخمها بر قلب زینب میزدند آن یکی بر نیزهدار انعام داد این به زین العابدین دشنام داد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد