با نالهها روضه کردی، خانهها جنت شدند کل زحمتهای ما در روضهات رحمت شدند مور را اینجا سلیمان میبرد بالای قصر شاه با ساءل سر یک سفرههم صحبت شدند این جوانها که پی کار شما افتادند از همه دل کندهاند، آماده خدمت شدند خستگی نوکری، از نوکری کمتر نبود خوابهای ما به زیر پرچمات طاعت شدند فرشهای خانه را، فرش حرم کردی حسین خاکهای ساده زیر پای تو تربت شدند آدمیزاد محلم کردهایی با معرفت دم ذلتهای من با نام تو عزّت شدند کودکان ما دویدن انقدر در روضهها تا جوانانی رشیدو خوش قد و قامت شدند این زمین روضه یک قطعه زِ خاک کربلاست روضه رفتههای ما، به کربلا دعوت شدند حرسشان در آمد از یارب ویارب گفتنم نیزه بین حنجرت کردند ************************************** سوارمرکب عشقم، رکاب یعنی چه مرا ببین که ببینی، شتاب یعنی چه شبیه رعد به میدان، نزول خواهم کرد که قبل مرگ ببینند، عذاب یعنی چه گلاهخود به اندازهام نشد پیدا وگرنه صورت مارا نقاب یعنی چه عروس را به خدایش سپردهام بنگر که ترک عشق، به احد شباب یعنی چه همین که ازرق شامی، به روی خاک افتاد کشید لشکرشان، اضطراب یعنی چه یکی یکی پسرانش، مرگ فهمیدند که جنگ با نوی ابوتراب یعنی چه