نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کسی در سن هجده سالگی پهلو نمیگیرد کسی در خانهاش از مَحرم خود رو نمیگیرد جوان وقت نشستن از کسی یاری نمیخواهد و تا برخواست از جا دست بر زانو نمیگیرد ولی زهرای من این روزها یک دست بر پهلو و دست دیگرش را هم به روی گونه میگیرد نمیبینم که بنشاند به زانو کودکانش را بغل میگیرد اما یاری از بازو نمیگیرد به دستی میکِشد بر گیسوی طفلان خود شانه به دست دیگر اما موج را از مو نمیگیرد مرا در کوچه میبینند و میگویند حیدر نیست علی حتی بیفتد، دست بر زانو نمیگیرد *** گُلی که عالَم از او تازه بود، پَرپَر شد یگانه کوکبِ باغِ وجود، پَرپَر شد شب شهادت زهرا علی به خود میگفت گُل محمدی من چه زود پَرپَر شد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد