تصویر میثم مطیعی - شاعر میان همهمه‌ی تاریخ

شاعر میان همهمه‌ی تاریخ

[ میثم مطیعی ]
شاعر میان همهمه‌ی تاریخ 
در ازدحام داشت قدم می‌زد

یک داستان تازه به چشمش خورد
کز یک شکوه گمشده دم می‌زد

در روزگار سلطنت هارون 
می‌خواند شرق خطبه به نام او

می‌گفت غرب و مدح و ثنایش را 
(دنیا اگر چه بود به کام او)۲

همواره داشت واهمه از خورشید
از نور او هر آینه می‌آشفت

هارون که استعاره‌ی تاریکی‌است
در مجلسی به حضرت کاظم گفت

(از یک عشیره‌ایم عمو زاده
دیگر از اختلاف نگو بس کن

گویا فدک شروع کدورت‌هاست
لب تر کن و حدود مشخص کن)۲

داغ امام مفترض‌الطاعه
انگار تازه گشت از این رخداد

بغداد را به هول ولا انداخت
وقتی بدون واهمه پاسخ داد

یک گوشه‌اش شمالِ سمرقند است
یک گوشه‌اش جنوبِ فلسطین است

یک سوی آن خلیج یمن باشد
آن سو خزر، حدود فدک این است

(یعنی فدک مساحت اسلام است)۲
رحمت بر او، چه پاسخ سنگینی

(هارون به خشم گفت که می‌خواهی
برخیزم از سریر و تو بنشینی)۲

این داستان تلاطم اندیشه 
این داستان جهان ضرافت بود

(یعنی کسی که علت ایجاد است
حرفش فدک نبود، خلافت بود)۲

این شعر از مقدمه تا اینجا
مانند رود نیتِ دریا داشت

دلتنگ وصف فاطمه بود انگار 
از ابتدا بهانه‌ی زهرا داشت

او فاطمه‌است بر سر این دنیا
منت گذاشت تا به وجود آید

او را بهانه کرد خدا می‌خواست
 توحید مادرانه فرود آید

توحید خطبه خواند و جهان برخواست
آنجا به احترام سلام او

قرآن نبود خطبه ولی قرآن 
تکبیر گفت بین کلام او 

(وقتی که خطبه خواند نفهمیدم
زهرا علی‌‌است، یا که علی زهراست

آیینه گر چه بشکند آیینه‌است
پهلو شکسته بود، ولی زهراست)۲

(میراث فاطمه‌است جهان یکسر
از بهر تا به نهر که اوهام است)۲

در خطبه‌اش حدود مشخص کرد
(آری فدک مساحت اسلام است)۲

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه میثم مطیعی حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب ترین‌های میثم مطیعی

نواها‌یی با همین ‌شعر

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد