نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

منصوره و راضیّه و مرضیّه و زهرا معصومه و نوریّه و صدّیقۀ کبری حنّانه و هانیّه و ریحانه و کوثر انسیّه و حوریّه و انسیّۀ حَورا اینها همگی فاطمه هستند ولی نیست2 محبوبیت فاطمه محدود به این ها2 مادر که نه! بالاتر از اُمُّ الحَسنِین است دختر که نه! بالاتر از آن، اُم اَبیها فردوس برین، باغ بهشت است به صورت2 فردوس برین خانهی زهراست به معنا2 پیچیده در آن عطر بِه و یاس و گل سرخ بیرون زده از پنجرهاش شاخۀ طوبی روزی که بخندد همۀ شهر بهاریست آن شب که بگرید شب عالم شب یلدا آن شب که بگرید همۀ شهر بگریند آن شب که بگرید..چه میآید سر مولا؟ از روی لب مادرمان فاطمه چندیست لبخند فراری شده کاری بکن اَسما کاری بکن اَسما که پریشان شده مادر درد است سراپا و سکوت است سراسر این هیزمِ تر چیست که در آتش آن سوخت یک مرتبه هم مادر و هم دختر و همسر در سوخت، ولی مانده به یادم که محمد یک مرتبه بیاذن نشد وارد از این در۲ من خواب بدی دیده ام اَسما، چه بگویم؟ دور کمرش شال عزا بست پیمبر از عطر بِه و یاس و گل سرخ در این شهر۲ خالیست مشام همه، کافور بیاور... (غریبانه ز خانه مولا رود بیرون جنازه زهرا)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد