به خود میپیچد مادر از درد
میثم مطیعیپسندیدن80
بازدید13.9K
به خود میپیچد مادر از درد در این کوچهی ساکت و سرد چه کرده با او دستِ نامرد، خدایا کسی در کوچه یارِ من نیست کسی تنهاتر از حسن نیست دگر شوقی در جان و تن نیست، خدایا روی خاک، مزن اینهمه پیش چشمم پَرپَر بیا ای تو دردت به جانم مادر، از این کوچه بگذر چه شد که دستم از تو شده جدا؟ فتادهای تو، روی زمین چرا؟ برس به دادِ تنهاییام خدا وای از روی نیلیِ فاطمه نبودی بابا من شکستم نیامد کاری هم زِ دستم زِ روی تو شرمنده هستم، علیجان نگویم من از آنچه دیدم نگویم از آنچه شنیدم از این غم بابا من خمیدم، علی جان تا خانه، به روی زمین هِی نشست و برخاست چقدر از خدا مرگ خود را میخواست که خسته زِ دنیاست، که خسته زِ دنیاست پدر کجایی؟ افتاده از نفس شده برایش کوچه چونان قفس خودت به دادِ مادر بیا برس به هر جا مادری از شوق دست طفل خود گیرد در این کوچه گرفته طفل، دست مادرِ خود را آه از سیلی، از صورتِ کبود افتاد از پا، دنیای مرتضی وای از درد و غمهای مرتضی وای از روی نیلیِ فاطمه