نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عطر ریحانه و نيايش تو شب و تصویر تازهای از زن از تو و آه تو که سرشار است شب چگونه است؟ چشم ما روشن بس که محبوبههای این عالم به تو ای عطر ناب منسوباند نزد پیغمبر از جهان ما زن و عطر و نماز محبوباند (آه اما تو در جهان ما به نمازی نشسته دل بستی) ۲ و برای تو مثل دستاست سادهتر چرخ میخورد هستی سادهتر از تو اشکهایت بود هرچه زخمت عمیق و کاری شد قطره قطره به خاک افتاد و آسمان روی خاک جاری شد شب میان فرشتگان بودی بال در بال روشن آنها روز اما کسی نمیفهمید راز تنهایی شگفتت را از سپید و سیاه، از دنیا جامهی سادگیست تنپوشت چشمهی آفتاب مقصد تو تَسمهی مشک تشنه بر دوشت و پدر رفت و جای او خالی چشمهای تو انتخاب شدند از جوار تو نور نوشیدند پسرانت که آفتاب شدند (زخمهایت نهان نمیمانند۲ دَم به دَم تازه میشوند آنها) ۲ (من و گریه، مترجم زخمیم به زبانهای زندهی دنیا) ۲ ای که دنیا به تو نمیآید مرگ از جان تو چه میخواهد (تا ابد هم که مرگ جان بِکَند چیزی از بودنت نمیکاهد) ۲ بیتو شاید تمام پنجرهها رو به دیوار و سنگ باز شوند خانههایش گماند یا گورند کوچههایی که بینماز شوند سائلم آب و دانه میخواهم رحمت مادرانه میخواهم بی بی گدا نمیخواهی نوکر بیوفا نمیخواهی کاش میشد ز من سوال کنی پسرم کربلا نمیخواهی؟ (ما که در خِیلِ دوستدارانت در صف آخرینِ ایشانیم) ۲ هرچه گفتیم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانیم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد