کاش که من در روضه عباس علمدار بمیرم

کاش که من در روضه عباس علمدار بمیرم

[ حاج مهدی سلحشور ]
حالا که تویی صاحب عزا کاش که من هم
 در روضه عباس علمدار بمیرم

آن‌جا که دو دست از بدنش قطع شد و
خورد یک تیر به آن چشم گهربار بمیرم

ما بین نوای دودم پیر غلامان
سقای حسین سید و سالار بمیرم

امید در میان حرم پا گرفته است
دریا دوباره جانب دریا گرفته است

باب الحسین بوده و باب الحوائج است
هرکس هر آنچه خواست ز سقا گرفته است

لبیک گفته است همه‌ی عمر بر حسین
با او وفا و عاطفه معنا گرفته است

گیرد اگر علامت عصمت عجیب نیست
هم آنچنان که زینب کبری گرفته است

با آنکه دست در بدنش نیست بازهم
دست تمام گریه‌کنان را گرفته است

*****

هر گرفتاری سراغ آستانش را گرفت 
رزق و روزی تمام خاندانش را گرفت

خوش به حال سائلی که سائلِ عباس شد
خوش به حال آن که از عباس نانش را گرفت

روز محشر دست‌هایش دستگیری می‌کند
دست خود را داد دست دوستانش را گرفت

هیچ‌کس اندازه ی عباس شرمنده نشد
کربلا بدجور از او امتحانش را گرفت

از خجالت آب شد آب آور کرب و بلا
عصر تاسوعا امان‌نامه امانش را گرفت

چشم‌هایش پاسبان‌های بنات خیمه بود
حرمله با تیر چشم پاسبانش را گرفت

تیرها در پیکرش وقت زمین خوردن شکست
بس که خون رفت از تنش آخر توانش را گرفت

صار کاالقُنفُذ برای تیرها جایی نماند
ناگهان سرنیزه‌ای حجم دهانش را گرفت

قتل او کار عمود آهن و نیزه نبود
تیرهایی که به مشکش خورد جانش را گرفت

از بغل تا که سرش را بر سر نیزه زدند
اشک و آه ناتمامی خواهرانش را گرفت

*****

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
سقای حسین سید و سالار نیامد

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر حضرت عباس (ع)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت عباس (ع)

محبوب ترین حاج مهدی سلحشور

نظرات