آقا نگاهم مانده بر در تا بیایی از جادههای روشن فردا بیایی دوریِ تو بغضی نشانده در گلویم ایکاش میشد یا بمیرم یا بیایم امشب دخیلم بر عمو جانت اباالفضل شاید میان روضهی سقا بیایی **** تا مَشکتو آب زدی موجای دریا شد آروم تا رو به ساحل اومدی بغضی نشست توی گلوم همون دم بود غربت دنیا شد نصیبم رو لب گل کرد آیههای امن یجیبم بلندشو بنگر که شمشیرا رو کشیدم آخه میدونم بدون تو من غریبم (اباالفضل) **** تا سایهی تو از سر این کاروان رفت از ترس رنگ از صورت نیلوفران رفت اینکه به من خواهر نگفتی بر دلم ماند حسرت به دل از پیش تو این قد کمان رفت دست تو که افتاد دست کوفه سمت پوشیهی حوریهی این خاندان رفت تو علقمه بودی ندیدی من که دیدم با خنجری سمت حسینم ساربان رفت ای مَحرم زینب خبر داری که زینب وقتی نبودی مجلس نامحرمان رفت ام البنین باور نکرد اما پس از تو زینب به کوفه با سنان بد دهان رفت