نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چه آتیشی تو خونمون افتاده با اشکام باید اونو خاموش کنم منو بسته بودن تو رو میزدن چطور باید اینو فراموش کنم توی روزِ روشن تو رو زدن پیش دوست و دشمن تو رو زدن اونایی که بودند به نیتِ اونا که نبودن تو رو زدن یکی نبود تو اون شلوغی دست یکیشونو بگیره بگه نزن تو راهی داره بگه نزن داره میمیره **** زن جوان که نباید عصا به دست شود گرفت جور فلک لذت بهار مرا قرار بود که با هم دوباره حج برویم ... سه ماهه مشکلامو حل نکردی سه ماهه زینبو بغل نکردی سه ماه گذشت میشه حالت جا بیاد وقتشه بچمون به دنیا بیاد **** فاش میگویم به آوای جلی یا علی و یا علی و یا علی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد