نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

لَرزه بَر زانو نمیآید به من شُستنِ پهلو نمیآید به من در عَوَض رفتن نمیآید به تو رفتنت بیمن نمیآید به تو ضربههایی سَهمگین زد داغِ تو زانویم را بَر زمین زد داغِ تو آب را آیینه را آتش زدند وایِ من این سینه را آتش زدند خانه تَر، مِسمار تَر، دیوار تَر در کَفَن پیچاندنت دشوارتر **** من صَفِ اوَّلِ هر غَزوه به میدان رفتم ولی اَندازهی تو زخم ندارم زهرا **** این غُسلِ چندم است که آغاز میکنم **** ریز ریزی ولی عزیزی تو نکند از عَبا بریزی تو **** این چند گامِ مانده کنارِ تنِ تو را صدبار خوردهام به زمین تا رسیدهام حالا که پَرده را زدم از روی تو کنار شک کردهام کنارِ تو آیا رسیدهام؟ **** در کنارِ توام و باز به خود میگویم: نه حسین! این تنِ صدپاره علیاکبر نیست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد