نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پیراهن میبافتی، میگفتی از سوز جگر بیحیا! فرزند دلبند مرا عریان نکُن ***** کُنتَ نوراً فِی الاَصلابِ الشّامِخَة وَ الاَرحامِ المُطَهَّرَة پسراتون عالیجنابن و دختراتون عُلیامخدّرَة نورِ نورِ نورِ نورِ نورید از هر رِجسی واللهِ دورید آلُ اللّهید و سَرورانِ سربازان روز ظهورید از اوّل تا آخر، طُهرٌ طاهِرٌ مُطَهَّر... ***** (میسوزم و دست از امامم برنمیدارم تکلیف ما را فاطمه در شعله روشن کرد)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد