
چشم بر راهِ نسیمِ خوش خبر داریم ما همچو یعقوبیم و یاری در سفر داریم ما گرچه پنهان است اما فیض لطفش دائم است پشتِ ابر آرزو، قرص قمر داریم ما کاشکی بر دیدنِ رویش دهد عمرم به سال چون تنی رنجور و جانی محتضر داریم ما غیبتش تقصیر این چشمانتظاریهای ماست بس که ما ندبههای بیاثر داریم ما روز محشر چون سوال از توشهی ما شد بگو چند قطره اشک و جفتی چشمِ تر داریم ما دستمان خالیست اما باز میآید به کار مثل عبدالله دستی چون سپر داریم ما اقتدا بر نوجوانِ کربلا کردیم از حسین بن علی کی دست برداریم ما؟ ***** ای که به عشقت اسیر خیل بنیادمند سوختگان غمت با غمِ دل خرمند هر که غمت را خرید عشرت دنیا فروخت با خبران غمت، بیخبر از عالمند ***** دور گودال ازدحام شده نگرانم از این شلوغیها صبر کن آمدم عمو جانم من بمیرم که ماندهای تنها پدر من همان کسیست که شد در مدینه عصای مادرتان زادهی مجتبایم و امروز من سپر میشوم به پیکرتان تا رسیدم شکسته بود سرت کاش بهتر دویده بودم عمو جلوی سنگ را گرفته بودم اگر بهتر از این دویده بودم عمو