وقتی غبار غم تو تو صحن باغچه‌مون نشست

وقتی غبار غم تو تو صحن باغچه‌مون نشست

[ حاج مهدی سلحشور ]
وقتی غبارِ غمِ تو، تو صحن باغچه‌مون نشست 
قلب بنفشه خون شد و قامت اطلسی شكست 

هر هفته صبح جمعه‌ها، شقایقا نسترنا
دعای ندبه می‌خونن با هم میگن مهدی بیا

آقا بیا آقا بیا... 

اگر هزار سالم نیای، به انتظارت می‌مونم 
برای دیدن رُخِت، نماز حاجت می‌خونم

آقا بیا آقا بیا...  

قصه‌ی انتظارتو، شنیدم از اقاقیا 
یك روز می‌آیی از سفر با لشگری از شهدا 

اول میری مدینه و كنار قبر مادرت 
 می‌گی مادر برای چی، شكسته شد بال و پرت؟ 

كی پهلوتو شكسته و غنچه‌ی یاس و كی چیده 
چی شد كه از شبِ موهات، سر زد هزار تا سپیده

*****

از نیمه‌شب گذشته و خوابش نبرده بود
طفل سه‌ساله‌ای که دگر سالخورده بود

یک گوشه‌ی خرابه بجای ستاره‌ها
تا صبح زخم‌های تنش را شمرده بود

از ضعف، نای پا شدن از جای خود نداشت
آخر سه روز بود که چیزی نخورده بود

با دست‌های کوچکش آرام و بی‌صدا
از فرطِ درد، بازوی خود را فشرده بود

این نیمه‌جانِ مانده هم از لطف زینب است
ورنه هزار مرتبه در راه مرده بود

غسلم دهید نیمه‌شب از زیر پیرهن
این را به عمه موقع رفتن سپرده بود

******

آن کو در این مزار شریف آرمیده است
ام البکاء رقیه ی محنت کشیده است

*****

چنان گرسنگی شام کرده مدهوشم 
که گشته تشنگی کربلا فراموشم

*****

ز خانه‌ها همه بوی طعام می‌آمد
ولی به جان پدر من گرسنه خوابیدم

پربازدید ترین شعر اول حاج مهدی سلحشور محرم و صفر مناجات با امام زمان (عج)

پربازدید ترین شعر اول محرم و صفر مناجات با امام زمان (عج)

محبوب ترین محرم و صفر مناجات با امام زمان (عج)

محبوب ترین حاج مهدی سلحشور

نظرات