هزار شکر که بردیم نام هادی را

هزار شکر که بردیم نام هادی را

[ مهدی اکبری ]
هزار شکر که بردیم نامِ هادی را 
هزار شکر که داریم امامِ هادی را

هزار شکر که دارد در این هیاهوها
لباسِ مشکیِ ما احترامِ هادی را

سلامِ ما برسانید ای کبوترها
که بشنویم علیکَ السلامِ هادی را

چقدر جلوه به جبریل می‌رسد وقتی
خطاب می‌کند آقا، غلامِ هادی را

بیا رویم که جز سامرا پناهی نیست
نیاز نیست به فطرس بیا که راهی نیست

بر آستانِ تو مژگان ما که عادت کرد
به خاک‌بوسیِ ما آسمان حسادت کرد

کسی که روضه برایت گرفت بالا رفت
کسی که رفت به این روضه‌ها عبادت کرد

همین که زائرت از جامعه زیارت خواند
سَبوی خویش پُر از چشمه‌ی سعادت کرد

برای عمّه سادات در قفس رفتی
و شیر عرضِ ارادت به این سیادت کرد

پسر فراقِ پدر را چگونه چاره کند 
روا بود که گریبان امام پاره کند

تو را زِ خانه‌ی خود با عذاب آوردند
تو را به گوشه‌ای اما خراب آوردند

به روی خاک نشستی و شام را دیدی
که عمه‌های تو را با طناب آوردند

یتیم‌های گرسنه به بندِ زنجیر و
رسید وقتِ طعام و کباب آوردند

من از امامِ زمان شرم دارم از این خط
که پیشِ چشمِ شما هم شراب آوردند


*****

خدا اینارو برداره
اینجا شب‌ها خطر داره
هرکی میاد خرابه  برا عیادت
نیت شر داره

یعنی بابایی می‌دونه 
یعنی عمو خبر داره؟ 
که تاجر یهودی برا کنیزی
به ما نظر داره

نظرات