
نگاهم ماند و از درها نیامد نشانی از کبوترها نیامد زمانی گردِ من پر بود حالا یکی از آن برادرها نیامد دلم از تارِ غم شیرازه دارد وجودم دردِ بیاندازه دارد لباسِ کهنهات را میفشارم لباست بویِ خونِ تازه دارد لبم خشک است آبآور کجایی ربابم مُرد علیاصغر کجایی سرم برخاک افتاده است، عمّه عصای پیریام اکبر کجایی مگر در شامِ غم خواهر ندارید، واویلا مگر اینگوشه یک دختر ندارید، واویلا بیایید و ببینم رویتان را، واویلا ولی افسوس بر تن سر ندارید، واویلا حسین جان مرا در لحظهی خوشحالیاش زد مرا در موقعِ بدحالیاش زد کسی که تیغِ خود را بر تنت کرد مرا هم با غلاف خالیاش زد امیدم رفت تا بازوی تو رفت، اباالفضلم چهشد ابروی تو رفت سرم را ضربِ یک نیزه شکسته همان نیزه که بر پهلوی تو رفت (ایوای حسین ایوای)۳ دلم نیومد بدونِ تو، به نورِ مهتاب نگا کنم دلم نیومد که بعدِ تو، به صورتِ آب نگا کنم دلت نیومد که آب بشم، بیشتر ازینا با داغِ تو دلم نیومد برات بگم، با من چه کرده فراغِ تو (ای وای،ای وای حسین،ای وای)۳ دلم نیومد تو قتلگاه، تنها بمونی با مادرم جای من اونجا نبود ولی، دلم نیومد برم حرم رگِ بریدت صدام میزد، دلم نیومد صدات کنم بهم میگفتی نمون ولی، دلم نیومد رهات کنم (ای وای،ای وای حسین،ای وای)۳ به خاک گفتم اگر شد، تنت بپوشاند به باد گفتم اگر شد، مرتبت بکند خواهر فدای دلت بشه، دلت نیومد رهام کنی رو نی باهام اومدی ولی، دلت نیومد نگام کنی دلم نیومد رو نِی برات، از حالو روزِ رباب بگم دلم نیومد به هیشکی از، عذابِ بزمِ شراب بگم (ای واویلا،حسین)۳ دلت برایِ سهساله سوخت، دلت نیومد شهید نشه دلم نیومد بمونه تا، بیشتر ازین موهاش سفید نشه دلم نیومد که از لباش، سرخیِ خونت رو پاک کنم با کفنی غیر چادرش، تنِ نحیفش رو خاک کنم (ای واویلا،حسین)۳ به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود دیر رسیدم من سر تو دعوا بود ناله کشیدم من سر تو رو بردن دیر رسیدم من