
اي به برج عِفاف بدر تمام ای علی پيش پات کرده قيام زينب ای نقش عشق را نقّاش زينب ای رسم مِهر را رسّام ای محبت کنيز دربارت ای وفا پیش پات عبد و غلام ای که طاها تو راست جدّ بزرگ وی که حیدر تو راست باب گرام ای که زهراست مهربان مامت کس نشد چون تو این چنین اکرام هم نوای حسن به وقت قعود هم قطار حسين وقت قيام ای به روی تمام نامردان هم چو زهرا کشيده تيغ کلام خطبههايت طنين صوت علی ست يا ز مادر گرفتهای الهام؟ زينبی، حيدری، تو زهرایی اين بوَد اصل صنعت ايهام ای که از قامت هلالی تو راست گرديده قامت اسلام حزن، آنسان تو را محاصره کرد گویی یا خنده گشت بر تو حرام آه از صبح روز عاشورا تا زمانی که جنگ شد اتمام بانگ دادی که يا اخا مهلا تا به جای آورم وصيت مام همه بر قتل او کمر بستند هيچ تيغی نديد روی نیام *******