از آن شکوه به زیر آمدم؛ خمیدم من
حاج محمود کریمیپسندیدن18
بازدید22.9K
از آن شکوه به زیر آمدم؛ خمیدم من کنار پیکر تو، ناسزا شنیدم من برای جرعهی آبی که تشنه جان ندهی کنار مادرمان دشت را دویدم من تنت حصاری صد تیر و تیغ و نیزه شده خلاصه هرچه که کردم، تورا ندیدم من آهای یوسف مدفون زیر دشنه و سنگ! برای دیدن تو، دست خود بریدم من برای بوسهی آخر، برای عرض ادب چقدر نیزه ز جسمت برون کشیدم من