نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مجنون شدم از بس که لیلا را ندیدم (آمد محرّم، باز آقا را ندیدم)۲ کو آن کسی که پیرهن مشکی تنم کرد من کور بودم، ماه زهرا را ندیدم طوبی لکم میگفت با هر یاحسینم در روضه هم آن قدّ طوبی را ندیدم خیمه زدم در کوچهی ماتم، ولی حیف خیمه نشین دشت و صحرا را ندیدم سائل شدم، آواره باشم پشت این در عمریاست که آن روی زیبا را ندیدم نوحوعلیالارباب این دستور زهراست من طعنههای اهل دنیا را ندیدم تلخم، ولی قند فراوانم حسین است شیرینی حلوا و خرما را ندیدم (دستم دخیل پرچم است الحمدلله)۲ والله درمان اُطِبّا را ندیدم آقا بیا یک سر بزن بر نوکر خود (آقا بیا شاید که فردا را ندیدم)۲ (حاجت روایم کن تو را جان اباالفضل دو سال شد که صحن سقا را ندیدم)۲
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد