صدای آمدنت را به گوش ما برسان

صدای آمدنت را به گوش ما برسان

[ حاج منصور ارضی ]
صدایِ آمدنت را به گوش ما برسان
زمانِ غیبتِ خود را به اِنتها برسان

نگاه نافذِ خود را بر این گدا انداز
برای درد نهفته کمی دَوا برسان

اگر چه بَهرِ ظهورت نکرده‌ام کاری
بیا و بر لب ما فرصت دعا برسان

حسابِ روز ظهورت امید دارم من
به خاک بوسیِ روز فرج مرا برسان

برای دیدنِ رویِ تو کعبه آمادس
بیا سُرورِ دوباره بر آن بنا برسان

کنار تُربت زهرا، به وقت نافله‌ات
دعای خویش به یاری این گدا برسان

تو را به جانِ رقیه در آن خرابه بیا
بیا و مُرده‌ی مارا به کربلا برسان

رسید تا که طَبَق دختری قیامت کرد
صدا زد عمه بیا و به من عَصا برسان

صورتش مثل سیب نوبَر بود
قد و بالاش عجیب محشر بود

سن و سالی نداشت اما او 
بر زنان قبیله رهبر بود

نور بود و منیر زهرا بود
خِیر بود و کثیر کوثر بود

بر همه دختران ویرانه 
مهربان بود مثل مادر بود

آه این روز های آخری‌اش
انقدر روزه بود لاغر بود

از همه بیشتر کتک می‌خورد
از همه بیشتر دلاور بود

آستین را گرفته بود بر سر
آستینش به جای مَعجَر بود

گونه‌هایش چنان کبودی داشت
اصلا انگار شخص دیگر بود

خار از پایش در نمی آمد
چند گام از همه عقب تر بود

تا نبیند عمو لباسش را 
بین مردم چقد مُستَر بود

گوشواره نداشت بر گوشش
لخته خون‌ها به جای زیور بود

از شلوغی خوشش نمی‌آمد
اما چند ساعتی میان مَعبَر بود

در خرابه فقط معذب بود 
چه کند خب خرابه بی در بود

پربازدید ترین شعر اول محرم و صفر حضرت رقیه (س)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت رقیه (س)

محبوب ترین حاج منصور ارضی

نظرات