نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

فضّه به فریادم برس دیوار و در شده قفس به سختی میکشم نفس مُردم از این درد بند اومده نفسهام سیاهی میره چشمام انگار دیگه رسیده آخر دنیام پاییزِ عمرم، از راه رسیده تو راه حیدر، خونم چکیده (آه و واویلا)4 *** تنها کس و کارم علی یار گرفتارم علی تنهات نمیزارم علی تو این میونه این شعلهها حریفه وفای من نمیشه پای تو هستم آقا، مثل همیشه با این همه درد، راضیام آقا نبینه هیچ وقت، غصّهتو زهرا (آه و واویلا)4 *** دنبال حیدر میدوید از سینهاش خون میچکید شکرِ خدا زینب ندید این ماجرا رو با ضربههای قنفذ رو خاکه ... وقتی که از درد، افتاد علی گفت تا لحظههایِ، آخر علی گفت (آه و واویلا)4 ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد