نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شهر مدینه ماتم سرایم من یادگارِ کرب و بلایم (دیدم چگونه سرها، از تن جدا شد (آقای عالَم جسمش، عریان رها شد)۲)۲ واغربتا واویلا، آه و واویلا .... با اهل خیمه، من هم دویدم طعم اسارت، من هم چشیدم (در پیش چشمان من، شد خیمه غارت)۲ پوشیده ناموس ما، (رخت اسارت)۲ واغربتا واویلا، آه و واویلا ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد