
منم یادگار غروبی پُر از درد یه خواهر که بالای تَل ناله میزد شدم روضهخون تو نفسهای آخر غریبیِ جدّم به یاد من اومد منم و یه دنیا حسرت دیدم که حرم شد غارت هنوز به یادم هست خندهی قاتل منی که دیدم با چشمات شلوغیِ بازار شام چه طوری حالا آروم بگیره دل؟ منم شاهد ماجرا منم شاهد ماجرا تو اون غروب پُر بلا که رفت سرا رو نیزهها که رفت مسموم وا اماما غریب وا اماما تو تنها امیدِ منِ بیپناهی به تو گرمه پشتم برام تکیهگاهی دلم قرصه وقتی تو هستی کنارم تو تنها رفیق منِ روسیاهی شبایی که غرق غصّهم منم و چشای خیسم به تو و به آغوش تو محتاجم به کرم و به حُرمِ دستات به هوا و صحن زیبات خلاصه به ششگوشه تو محتاجم سایه بالا سرم، حسین شفیع محشرم، حسین منو ببر حرم، حسین دعا کن یه روزی منم روسفید شم شبیه کسی که بهشتش رسید شم میدونی که آقا، منم آرزومه سرم رو بذارم رو پاهات شهید شم چه حال قشنگی داره اون نوکری که میذاره سرشو رو زانوت لحظهی آخر بذار که فدا شه جونم بریزه تو راهت خونم میخوام بشم آقا مثل تو بیسر
کربلایی مرتضی فاطمیعالی