
چشام پر از اشکه، دلم مسافر شد عالَم عزادارِ، امامِ باقر شد ... (شبِ عزا و شبِ فراقه فصلِ خزون و خشکیِ باغه)۲ دلِ پریشون، میره سراغِ یه قبرِ خاکی، که بیچراغه چشام پر از اشکه، دلم مسافر شد زهرا عزادارِ، امامِ باقر شد ... (یه عمر از این چشم، روضه چکیده ازش چقدر ماه، روضه شنیده)۲ روضهیِ هجده سَرِ بُریده سَرِ عموشو رو نیزه دیده حاجتروا شد این، شهیدِ جامونده رسیده این مردی، که روضه میخونه ای بیکفن آقا، دور از وطن آقا ... کوفه نیا آقا، ای زادهیِ زهرا ... کوفه نیا مولا، ای زادهیِ زهرا ... ****** کویرِ کوفه تشنهیِ دریاس سفیرِ دریا، تو کوفه تنهاس با گریه میگه، یا اَیُهَا الناس اونکه تو راهه، عزیزِ زهراس مسلم اسیرِ این، مردایِ نامرده همش میگه ای کاش، حسین برگرده ****** دردِ غریبی دوا نداره تنهام و یک دست، صدا نداره کوفه حسین جان، وفا نداره کوفیِ بیرحم، حیا نداره از غصهیِ غیرت، جونم اومد بر لب همراهِ تو هستن، رقیه و زینب ای زادهیِ زهرا، کوفه نیا آقا ....