
(این دَمِ آخر میرم ولی میسوزم از تب)۲ چه روضههایی به یاد من میاره امشب گودال، لشگر، عمه جان زینب یادم میاد اون لحظه رو که حمله کردن خیمهگاه پای برهنه میدوید عمه به سمت قتلگاه غم زیاده، ماتم زیاده (دور و بر زینب نامَحرم زیاده)۲ وای از این غم ای وای از این غم .... ***** تلاطم شد، رقیه زیرِ دست و پا گم شد عمه اسیرِ چشمِ نامحرم شد بابامو بده این سر که چوبش زدی شیشهیِ عمرِ منه یارالی آقام ... ***** میون قلبم همیشه غصهی یه داغه روضه از اینجا روضهی وصل یه فراقه بابا از نی، دختر از ناقه از ناقه افتادم بابا، سرم شکست انگشتِ لاغرم شکست بابا از نی، دختر از ناقه یادم نمیره اون شبو از ناقه افتادم زمین گریه نمیذاره بگم ای وای از این زجر لَعین من شنیدم، از غم خمیدم زن غَسّاله میگفت غسلش نمیدم