کمکِ عمّه نمودم بدنَش خاک کنیم
محمد کمیلپسندیدن9
بازدید4.6K
(کمکِ عمّه نمودم بدنَش خاک کنیم بیـن زنجیر نهان کرد تَنی لاغر را)۲ چنگ بر خاک زدم تا که به رویش ریزم سرخ دیدم بدنش، تکّهای از مَعجر را ***** (من رازیام انگشتر من را بگیرند)۲ وقت کنیزی دختر من را بگیرند (اصلا مسیر تو چرا اینجا بیافتد)۲ حیف از سر تو نیست زیر پا بیافتد (به قد و قامت سقای حرم رحمی کن)۲ از همین حال به تنهایی این آل و حرم رحمی کن